این نوشته ها همه حرف های دل عاشق منه تو هم همیشه مثل ساحلی آرام باش تا همه مانند دریا بی قرارت باشند/آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت ای خدا تنها تویی تنهای تنهایش مذار.
وقتی که بچه بودم همیشه چنتا کبوتر داشتم که ازشون مراقبت می کردمو خیای ام دوسشون داشتم. چون اونارو رو پشت بوم می بردم فکر می کردم که دیگه هیچ خطری تهدیدشون نمی کنه. اما یه بار که جوجه هاشو برده بودم تو هوای آزاد یه کلاغ اومدو جلوی چشام سر پرنمو کندو برد. هیچوقت اون صحنه یادم نمیره ... از اون موقه به بعد از کلاغ ها یه جورایی میترسم و از صداشون متنفرم. حالا نزدیک ۱۰ سال از اون ماجرا میگذره و من امروز وقتی داشتم از وسط یه فضای سبز رد می شدم دیدم که کبوترا و کلاغای زیادی روی زمین و کنار هم مشغول جمع کردن غذا هستن نمی دونم کلاغا خوب شدن یا کبوترا بد که اینجوری دارن کناره هم زندگی می کنن چه بلایی سر این دنیا اومده ؟؟؟ خدایا دنیا تو دوست ندارم نذار اینجا بمونم![]()
| این نیز بگذردساحل دریای عشق |



