تبليغاتX

Sahele Daryaye Eshgh - خدایا...
Sahele Daryaye Eshgh

این نوشته ها همه حرف های دل عاشق منه تو هم همیشه مثل ساحلی آرام باش تا همه مانند دریا بی قرارت باشند/آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت ای خدا تنها تویی تنهای تنهایش مذار.

وقتی که بچه بودم همیشه چنتا کبوتر داشتم که ازشون مراقبت می کردمو خیای ام دوسشون داشتم.

چون اونارو رو پشت بوم می بردم فکر می کردم که دیگه هیچ خطری تهدیدشون نمی کنه. اما یه بار که جوجه هاشو برده بودم تو هوای آزاد یه کلاغ اومدو جلوی چشام سر پرنمو کندو برد. هیچوقت اون صحنه یادم نمیره ...

از اون موقه به بعد از کلاغ ها یه جورایی میترسم و از صداشون متنفرم.

حالا نزدیک ۱۰ سال از اون ماجرا میگذره و من امروز وقتی داشتم از وسط یه فضای سبز رد می شدم دیدم که کبوترا و کلاغای زیادی روی زمین و کنار هم مشغول جمع کردن غذا هستن 

نمی دونم کلاغا خوب شدن یا کبوترا بد که اینجوری دارن کناره هم زندگی می کنن 

چه بلایی سر این دنیا اومده ؟؟؟

خدایا دنیا تو دوست ندارم نذار اینجا بمونم

حک شده در 25/10/1388ساعت 12:50 بعدازظهر توسط Eli موج(0) |



این نیز بگذردساحل دریای عشق



SaraEli onLoad and onUnload Example